با صداي زنگ تلفن، گوشي را بر ميدارم و يك نفر از آنطرف خط ميگويد: آقا؛ اگه دنبال سوژه ناب ميگردي يا اگه ميخواي براي خاطر خدا كاري كرده باشي،بيا و ببين مردم بدبختي كه پول پرداخت اجاره خانه ندارند، چطور توي پيادهرو چادر زدهاند و توي اين گرما و جلوي چشم محرم و نامحرم، با زن و بچهشون آواره و سرگردانشدهاند.
پاسخ ميدهم كه آقا ما رو سر كار گذاشتي، از وقتي دولت نهم سر کار اومده، بنابر اظهارات خودشان رونق اقتصادي كولاك ميكند، وضع مردم خيلي بهتر شده، گراني و تورم هم توطئه دشمنان خارجي و داخلي عليه دولت است، روزنامهها هم بزرگ نمايي و سياهنمايي ميكنند، قيمت مسكن مقداري بالا رفته بود كه بهتازگي و يك باره 30 درصد پايين آمده (بنابر ادعايسخنگوي دولت نهم) و همين دو يا سه روز قبل هم كهرييس مركز پژوهشهاي دوره هشتم مجلس شوراياسلامي گفته كه گراني و تورم را روزنامهها بزرگ میكنند و دامن ميزنند، خلاصه اينكه اكثريت مجلس هفتم و همين مجلس هشتم كه تازه بهشون راي دادیم، معتقدند كه مملكت گل و بلبل شده و سياستهاي رييس دولت نهم مثال زدني است و از همه مهمتر اينكه ميخواهیم به دنيا طرح بدهیم تا گراني و تورم كشورشان را براساس الگوي ايران در دولت نهم درست كنند، آقا؛ مثل اينكه تو باغ نيستي.
از اون طرف تلفن ميان حرفهايم ميآيد و ميگويد: من از سياست چيزي سرم نميشه، سري هم كه درد نميكنه بهش دستمال نميبندم. اما اگر خواستي از وضعيت چادرنشينان گزارشي تهيه كني آدرسش اينه كه بهت ميگم. انتهاي خيابان 17 شهريور نرسيده به بزرگراه بعثت، روبروي ميدان ميوه و تره بار بهشت و بدون آنكه منتظر ادامه رودهدرازيهاي من در مورد عملكرد دولت نهم بشود، گوشي را قطع ميكند و من به خيال اينكه <تماسسركاري> بوده گوشي را زمين ميگذارم اما جملههاي تماس گيرنده به خصوص كه آدرس داد باعث شد تا به همين محل بروم.
ادامه مطلب












